محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

270

خلاصة الحكمة ( فارسى )

متفرّق در اجزاء سفلى مىشود . و امّا [ مورد هشتم در بيان ] تشريح غشاء [ غشاء ] به كسر غين و فتح شين معجمتين و الف ممدوده [ و ] جمع آن « اغشيه » است و به فارسى ، « پرده » نامند ، جسمِ عصبانى منتسجِ بافته شده از الياف عصبى يا رباطى و يا هر دو با هم [ كه ] ، رقيقِ عريضِ عديم الحركهء در نفس خود ، با قليل حسّى و در رنگ و ملايمت ، شبيه به عصب است . و بدان كه وجه عصبانيت آن ، آن است كه در اعصاب ذكر يافت كه : نرم و ملايم در انحناء و انعطاف و سبك و قابل جميع اشكال و هيأت باشد . وجه رقّت آن ، آن است كه هيأت اعضايى كه بر آن پيچيده شده است تغير ندهد و از مسامّ آن تواند كه ارواح و غذا در آن نفوذ و ترشّح نمايند و فضول متولّده در آن‌ها مندفع گردند . و وجه عديم الحركة بودن آن ، آن است كه تا عضو ساكن و بر قرارِ خود ماند و تشويش و اضطراب در آن وارد نگردد ؛ زيرا كه حركت اكثر اعضاء - مانند دماغ و نخاع و كبد و معده و غيرها - باعث فساد و اختلال بسيارى است . و وجه حسّ قليل آن : براى ادراك آفات و دفع موذيات است از خود . [ اقسام كلى اغشيه ] : و بدان كه اغشيهء متولّده در اعضاء ، كلّيتاً منقسم به سه قسم‌اند : يك قسم ، منتسج از ليف عصبى است فقط ؛ مانند غشاء مجلّل نخاع . دوم : منتسج از ليف رباط فقط است ؛ مانند غشاء مجلّل دماغ كه انتساج آن از رباطات روييده از اطراف عظم قحف است . سوم : منتسج از ليف عصبى و ليف رباطى هر دو است ؛ مانند ساير اغشيه . [ اقسامِ اغشيه در حس ] :